رضوان گلم
دختر گلم تو در ششم مهر سال نود یک وقتی که تازه یک روز بود که پا به ماه هشتم گذاشته بودم به دنیا اومدی انگار برا اومدن به این دنیا عجله داشتی یا اونجا خیلی بهت بد میگذشت که دوست داشتی به این دنیا بیای .بعد به دنیا اومدنت ده روز تمام تو دستگاه توبخش ان ای سی یو بیمارستان اریای اهواز بستری شدی خلاصه بعد از گذراندن دور سختی به خونه امومدی .خوش اومدی عزیزم .5ماه اول خیلی باهم دیگه سخت پشت سر پذاشتیم اخه تو دل پیچه داشتی از غروب شروع می کردی به گریه تا صیح روز بعد اروم قرار نداشتی بیشتر از بیست تا دکتر معاینه ات کردن همش میگفتن صبر کن تحمل کن بزرگتر میشه قوی تر میشه بهتر میشه ولی مگه مامانی تحمل گریه کردن عزیز دوردونه اش داره خلاصه سخت گذشت ولی حالا برا خودت خانمی شدی عزیزم.
میخندی جیغ میزنی بابا ماما میگی .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



رضوان گلم
